نظر علي الطالقاني

94

كاشف الأسرار ( فارسى )

اين دامن و اين آب به او نرسد . و اين است كه شنيدى معنى سبقت رحمته غضبه ، 261 فافهم و احفظ . و ايضا چه خوب دلالت دارد بر اين كه بر خدا واجب است تمام آنچه گفتيم اين فقره و حقّ عليك يا ربّ ان لا تحرم سائلك 262 كه در دعاى روزهاى ماه مبارك رمضان است ، يعنى واجب است بر تو كه محروم نكنى سائل خود را ، فاحفظ . و از آنچه گفتيم دانستى كه توبه و معذرت اگر از قلب نباشد البته استهزاء است و كذا حاجت خواستن و پناه بردن . و دانستى كه چون از قلب توبه كنى بر خدا واجب است قبول و لو صد هزار مرتبه باشد و اخبار هم بسيار است . روى الفيض ( قدس سره ) عن النبى ( ص ) انه قال لو عملتم الخطايا حتّى تبلغ السّماء ثمّ ندمتم لتاب اللّه عليكم 263 اگر چندان گناه كنيد كه به آسمان برسد پس پشيمان شويد و توبه نمائيد خدا قبول مىكند . و دانستى كه توبه با عزم معصيت كوسه و ريش پهن است . و دانستى كه توبه از بعضى گناهان نه بعض ديگر هم صحيح است . چه از اين جهت متعذّر و نادم است حقيقتا . پس تبعيض زمانى بر نمىدارد و لكن تبعيض افرادى برمىدارد . و در همان مثال اگر قصاص كند و بگويد هزار تومان هم مال مرا خورده و به جهت آن پشيمان نشده و معذرت آن را از من نمىخواهد ، ظاهر است كه تفاوت در قبح نمىكند . و ايضا دانستى كه توبه مرتد فطرى هم قبول است چنانچه در جاى ديگر به تفصيل بيان كرده‌ايم و هو العالم الموفّق المسدّد . و هم از اين مجلس و ما سبق وى فهميدى كه توبه هم عملى است ، درجات متفاوته دارد چون ساير اعمال . اوّل درجه ، توبه از معاصى است . دوّم ، توبه از مباحات و جميع لذائذ دنيا است . سوّم ، توبه از بهشت و جهنّم و ما سوى است ، يعنى توبه مىكند كه غرض از عبادت او اين باشد و غايت او چيزى از ما سوى باشد . چهارم ، توبه مىكند از خواهش خود ، يعنى نادم و متأذى است كه چرا چنين نشده‌ام كه نخواهم مگر آن را كه خدا خواهد . پنجم ، توبه از منيّت است ، يعنى چرا بايد ملتفت خود باشم و خودى در ميان ببينم و چرا محو و مبهوت و بىخود نشده‌ام . اللهمّ ارزقنا . بدان كه اين درجات كه از براى توبه گفتيم سرمشقى است مر تو را . پس توانى در هزار جا به كار برد . پس بگو صبر و ورع و تقوى و جهاد و عبادت و معرفت و محبت و رضا و شكر و خوف و رجا و هكذا هر يك چندين درجات و مقامات دارد .